تبلیغات
کلبه ی محبت ویس و رامین

کلبه ی محبت ویس و رامین

خداحافظ دوستان هربدی دیدید ماروببخشید...

نه جداشدیم نه اتفاقی افتاده فقط تصمیم گرفتم دیگه چیزی ازعشق ننویسم....

سخن ازعشق گفتن کارمن وشمانیست

این دورعاشقی تاابدهست،ومن ناتوانترازاینم که بخوام تفسیرش کنم چون کسانی بالاتروبهترازمن هم نتونستنداونوشرح بدهند...

پس همون بهتربه قول همشهریم سعدی شیرازی

خاموش به کناری مینشینم صم بکم

ازاین به بعدوبلاگ نویسی من(البته دریک وبلاگ دیگه)بیشتربه مسایل علمی وحوزه تخصصیم ربط میشه..

امیدوارم همتون به عشقتون برسیدونسل ماعاقبت بخیربشه...

درپناه حق...


نوشته شده در 1390/12/29 ساعت 00:54 توسط ویس و رامین نظرات |

عاشقی می خواست به سفر برود. روزها و ماه ها و سال ها بود که چمدان می بست. هی هفته ها را تا می کرد و توی چمدان می گذاشت. هی ماه ها را مرتب می کرد و روی هم می چید و هی سال ها را جمع می کرد و به چمدانش اضافه می کرد.


او هر روز توی جیب های چمدانش شنبه و یکشنبه می ریخت و چه قرن هایی را که ته ته چمدانش جا داده بود.


و سال ها بود که خدا تماشایش می کرد و لبخند می زد و چیزی نمی گفت. اما سرانجام روزی خدا به او گفت: عزیز عاشق، فکر نمی کنی سفرت دارد دیر می شود؟ چمدانت زیادی سنگین است. با این همه سال و قرن و این همه ماه و هفته چه می خواهی بکنی؟

 

عاشق گفت : خدایا! عشق، سفری دور و دراز است. من به همه این ماه ها و هفته ها احتیاج دارم. به همه این سال ها و قرن ها، زیرا هر قدر که عاشقی کنم، باز هم کم است.


خدا گفت : اما عاشقی، سبکی است. عاشقی، سفر ثانیه است. نه درنگ قرن ها و سال ها. بلند شو و برو و هیچ چیز با خودت نبر، جز همین ثانیه که من به تو می دهم.


عاشق گفت : چیزی با خود نمی برم، باشد. نه قرنی و نه سالی و نه ماه و هفته ای را.

 

اما خدایا ! هر عاشقی به کسی محتاج است. به کسی که همراهی اش کند. به کسی که پا به پایش بیاید. به کسی که اسمش معشوق است.


خدا گفت : نه ؛ نه کسی و نه چیزی. "هیچ چیز" توشه توست و "هیچ کس" معشوق تو، در سفری که که نامش عشق است.


و آنگاه خدا چمدان سنگین عاشق را از او گرفت و راهی اش کرد.
عاشق راه افتاد و سبک بود و هیچ چیز نداشت. جز چند ثانیه که خدا به او داده بود.


عاشق راه افتاد و تنها بود و هیچ کس را نداشت.
جز خدا که همیشه با او بود.

ماهگردمون مبارک

 

زیباترین مجموعه تصاویر مینیاتوری ایرانی


نوشته شده در 1390/12/26 ساعت 17:12 توسط ویس و رامین نظرات |

امروز روزتولدم هست..حسی عجیب دارم...22باهمه ی تولدهام فرق میکنه...22سالگی من شروع شد...تنهاچیزی که دراین سال جدید وشروع بهاروصفحه ای دیگرازعمرم انتظارازخدادارم پیشرفت علمی دررشته ام وبه سرانجام رسیدن عشقی که اغازشده...


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

تو آیا عاشقی کردی بفهمی عشق یعنی چه؟
تو آیا با شقایق بوده‌ای گاهی؟
نشستی پای اشکِ شمعِ گریان تا سحر یک شب؟

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

تو آیا قاصدک‌های رها را دیده‌ای هرگز،
که از شرم نبود شاد‌پیغامی،
میان کوچه‌ها سرگشته می‌چرخند؟
نپرسیدی چرا وقتی که یاسی، عطر خود تقدیم باغی می‌کند
چیزی نمی‌خواهد

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

و چشمان تو آیا سوره‌ای از این کتاب هستی زیبا،
تلاوت کرده با تدبیر؟

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

تو از خورشید پرسیدی، چرا
بی‌منت و با مهر می‌تابد؟
تو رمز عاشقی، از بال پروانه، میان شعله‌های شمع، پرسیدی؟
تو آیا در شبی، با کرم شب‌تابی سخن گفتی
از او پرسیده‌ای راز هدایت، در شبی تاریک؟

گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org

تو آیا، یاکریمی دیده‌ای در آشیان، بی‌عشق بنشیند؟
تو ماه آسمان را دیده‌ای، رخ از نگاه عاشقان نیمه‌شب‌ها بربتاباند؟
تو آیا دیده‌ای برگی برنجد از حضور خار بنشسته کنار قامت یک گل؟
و گلبرگ گلی، عطر خودش، پنهان کند، از ساحت باغی؟

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

تو آیا خوانده‌ای با بلبلان، آواز آزادی؟

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

تو آیا هیچ می‌دانی،
اگر عاشق نباشی، مرده‌ای در خویش؟
نمی‌دانی که گاهی، شانه‌ای، دستی، کلامی را نمی‌یابی ولیکن سینه‌ات لبریز از عشق است…

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

تو پرسیدی شبی، احوال ماه و خوشه زیبای پروین را؟
جواب چشمک یک از هزاران اخترِ آسمان را، داده‌ای آیا ؟!

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

ببینم، با محبت، مهر، زیبایی،
تو آیا جمله می‌سازی؟

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

نفهمیدی چرا دل‌بستِ فالِ فالگیری می‌شوی با ذوق!
که فردا می‌رسد پیغام شادی!
یک نفر با اسب می‌آید!
و گنجی هم تو را خوشبخت خواهد کرد!

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

تو فهمیدی چرا همسایه‌ات دیگر نمی‌خندد؟
چرا گلدان پشت پنجره، خشکیده از بی‌آبیِ احساس؟
نفهمیدی چرا آیینه هم، اخمِ نشسته بر جبینِ مردمان را برنمی‌تابد؟

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

نپرسیدی خدا را، در کدامین پیچ، ره گم کرده‌ای آیا؟

گروه اینترنتی پرشیـن استـار | www.Persian-Star.org

جوابم را نمی‌خواهی تو پاسخ داد، ای آیینه دیوار!!؟
ز خود پرسیده‌ام در تو!
که عاشق بوده‌ام آیا!!؟
جوابش را تو هم، البته می‌دانی
سکوت مانده بر لب را
تو هم ای من!
به گوش بسته می‌خوانی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


قسمت‌هایی از شعر بسیار زیبای "کیوان شاهبداغی"
به نقل از سایت لبخند زندگی

 

 


نوشته شده در 1390/12/24 ساعت 08:00 توسط ویس و رامین نظرات |

این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.

نوشته شده در 1390/12/21 ساعت 04:12 توسط ویس و رامین نظرات |

این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.

نوشته شده در 1390/12/17 ساعت 01:12 توسط ویس و رامین نظرات |

چشم درچشم دنیا اعتراف میکنم...عاشق که میشوی اول سری به کوه میزنی بعد به سنگ..تو سر به راه میروی..من سربه هوایی که تازه فهمیدم عشق این مزخرف زیبا یک تف سربالاست...
 

نوشته شده در 1390/12/11 ساعت 22:22 توسط ویس و رامین نظرات |

بهاردلنشین

تا بهار دلنشین ...... آمده سوی چمن
ای بـــــهار آرزو ...... بر سرم سایه فکن
چون نسیم نو بهار ...... بر آشــیانم کن گذر
تا که گلباران شود ...... کـــــلبه ویران من

تا بهار زنــدگی ...... آمد بیا آرام جان
تا نسیم از سوی گل ...... آمـــد بیا دامن کشان
چون سپندم بر ســـــر ...... آتش نشان بنشین دمی
چون سرشکم در کـنار ...... بنشین نشان سوز نهان

******

تا بهار دلنشین ...... آمده سوی چمن
ای بـــــهار آرزو ...... بر سرم سایه فکن
چون نسیم نو بهار ...... بر آشــیانم کن گذر
تا که گلباران شود ...... کـــــلبه ویران من

باز آ ببین در حیرتم ...... بشکن سکوت خلوتم
چون لاله تنــها ببین ...... بر چهره داغ حسرتم
ای روی تـو آیینه ام ...... عشقت غم دیرینه ام
باز آ چو گل در این بهار ...... ســـــر را بنه بر سینه ام

دانلوداهنگ

www.doholchi.com

استاد بنان


نوشته شده در 1390/12/8 ساعت 07:34 توسط ویس و رامین نظرات |

به تو می اندیشم ...
به تو و صداقت گفتارت به تو و شجاعت بیانت
خاموش نشو نازنین...

من به تو می اندیشم...
به تو و فرسنگها فاصلهء میان من و تو..
به تو و شاید سالها انتظار میان من و تو..
تو را در آغوش ندارم اما گرمای درونت را با تمامی وجود حس میکنم
از من گریزان نشو نازنین...

به تو می اندیشم...
به تو و راه جاودانگی من
راه بس دراز است
پا برهنه از تمامی موانع میگذرم ،تمامی دردها را به جان میخرم، تا تو را دریابم ، تا جاودانه شوم.........
تو را دریابم و جاودانه شوم
جاوید باش نازنین...

به تو می اندیشم...
به تو و چشمانت که هرگز توان در بر گرفتن تو را در من ندید، به چشمانی که هرگز شور دیدن تو را و تاب ماندن برای تو را در من ندید
بینا باش نازنین من ...

روز و شب ،خواب و بیدار، به تو می اندیشم...
و به دست هایت که روزی مرا با خود میبرد تا رویاهایم را ببینم
نازنین...
گلی قرمز در دستم انتظار لطافت دستان تو را میکشد و چشمانم انتظاردیدن خندهء لبهای تو را دارد...
قوی باش و بجنگ
پیروزی از آن ماست....جاودانگی از آن ماست
آری من به تو می اندیشم....
به صداقت کلامت که دوست داشتن را زمزمه کرد
و به شجاعت بیانت که آواز بودن را با صدایی بلند خواند

به تو می اندیشم و نیرویی که مرا باقی نگه داشت
قوای بودن و جاودانگی را زمزمه کن نازنین ...

وبدان که من همیشه و همه جا به تو می اندیشم و اندیشهء من تنها دارایی من است

لحظه دیدار شاید آنی دگر باشد
دوستت دارم نازنینم......................

عزیزم ماهگردمون مبارک


نوشته شده در 1390/11/26 ساعت 00:41 توسط ویس و رامین نظرات |

ولنتاین مبارک


www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS

www.3jokes.com - عکس، کلیپ، جوک، SMS



نوشته شده در 1390/11/25 ساعت 07:54 توسط ویس و رامین نظرات |

حالم عوض میشه.. حرف تو که باشه

بی اعتمادم کن به همه ی دنیا اینکه با من باش.. کنار من تنها .. کنار من تنها

از اولین جمله ات فهمیده بودم زود.. عشقای قبل از تو سوء تفاهم بود..

اینقدر میخوامت..همه باهات بد شن.. با حسرت هر روز از کنار ما رد شن..

حالم عوض میشه.. حرف تو که باشه..

اسم تو بارونه.. عطر تو همراشه..

اون گوشه از قلبم که مال هیچ کس نیست.. کی با تو آروم شد اصلا مشخص نیست..

 

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


نوشته شده در 1390/11/19 ساعت 03:16 توسط ویس و رامین نظرات |

میلاد مسعود پیام آور توحید،صلح و مهربانی،حضرت عیسی مسیح (ع) بر تمامی موحدین و پیروان ادیان الهی بویژه جهان مسیحیت گرامی باد

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


Hail Mary Full of Grace
The Lord is with Thee
Blessed art thou among women
and blessed is the fruit of thy womb, Jesus
Holy Mary, Mother of God
pray for us sinners
now and at the hour of our death
Amen

Merry Christmas

جشن کریسمس و آغاز سال 2012 میلادی،

بر تمام مسیحیان ایران زمین و جهانیان مبارک باد

 

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org
گروه اینترنتـی پرشین استار | www.Persian-Star.org

آنگاه که جاهلیت بیداد می کرد، خداوند زنی پاکدامن را برای ماموریتی بزرگ برگزید و او نیز به فرمان خدایش پاسخ مثبت داد و در پناه رحمت الهی قرارگرفت، در آن روزگار ظلمت و تاریکی آنگاه که هزاران چشم شیطانی آمدنش را به فرمانروایان جاهلیت ندا می دادند و همه جا پی در پی به دنبال آثاری از تولدش می گشتند، او آرام آرام و در پرده رحمت الهی (او) را پرورش داد و در شبی زیبا و دور از چشم شیاطین متولد شد، او تنها نوزادی بود که از همان لحظه که چشم باز کرد قادر به سخن گفتن بود، او کسی بود که می توانست مردگان را زنده کند و بیماران را شفا دهد، او کسی نبود جز عیسی مسیح (ع)، او كه پیام آور صلح و مهرورزی بر پایه توحید و عدالت بود و از دامن مادری برخاست كه خداوند او را پاك قرار داد و بر زنان عالم برتری داد. مادری و پسری كه خداوند آنان را از آبرومندان بارگاه الهی و در جایگاهی رفیع قرار داده است. براستی که هیچ زنی جز حضرت مریم لیاقت مادری عیسی مسیح (ع) را در آن زمان نداشت چرا كه او از زنان برگزیده خداوند بود.

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 

ادامه مطلب
نوشته شده در 1390/10/3 ساعت 12:23 توسط ویس و رامین نظرات |

باد صبا بر گل گذرکن
گل گذرکن
گل گذرکن
وازحال گل ماراخبرکن نازنین ماراخبرکن
بامدعی کمتربنشین بامدعی کمتربنشین ای نازنین ای نازنین
شدخون فشان چشم ترمن پرخون دل شدساغرمن
ای یارعزیز بامامستیز اخرگذشت اب ازسرمن ببین چشم ترمن ببین چشم ترمن
تورانادیدن ماغم نباشدکه درخیلت به ازماکم نباشد
من ازدست تودرعالم کنم روی ولیکن چون تودرعالم نباشد
نبادادر جهان دلتنگ رویی که رویت بیندوخرم نباشد
من اول روز دانستم ک این عهدکه بامن میکنی محکم نباشد
ای دل ای دل ای دل
مکن یارا دلم مجروح مگذار که هیچم درجهان مرهم نباشد
که هیچم در جهان مرهم نباشد که هیچم درجهان مرهم نباشد..

به جذابترین گروه اینترنتی یاهو ملحق شوید | BestIRanGroups
نوشته شده در 1390/09/24 ساعت 14:55 توسط ویس و رامین نظرات |

گوگل را شکسته تجربه کنید

برروی گوگل شکست کلیک کنید تا سرچ برای شما جالب شود.

گوگل شکست

 


نوشته شده در 1390/09/18 ساعت 18:31 توسط ویس و رامین دلنوشته |

روزی مرد کوری روی پله های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود. روی تابلو نوشته بود: من کور هستم لطفا کمک کنید. روزنامه نگارخلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه در داخل کلاه بود. او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت آن را برگرداند و اعلان دیگری روی آن نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و آنجا را ترک کرد.
ادامه مطلب
نوشته شده در 1390/09/18 ساعت 17:58 توسط ویس و رامین دلنوشته |

شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل کرده. داماد سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه. مامان بابای دختره پشت در داد میزنند: مریم ، دخترم ، در را باز کن. مریم جان سالمی ؟؟؟ آخرش داماد طاقت نمیاره با هر مصیبتی شده در رو می شکنه میرند تو.
ادامه مطلب
نوشته شده در 1390/09/18 ساعت 17:55 توسط ویس و رامین دلنوشته |

دختری بود نابینا
که از خودش تنفر داشت
که از تمام دنیا تنفر داشت
و فقط یکنفر را دوست داشت
دلداده اش را
و با او چنین گفته بود
« اگر روزی قادر به دیدن باشم
حتی اگر فقط برای یک لحظه بتوانم دنیا را ببینم
عروس **** گاه تو خواهم شد »

ادامه مطلب
نوشته شده در 1390/09/18 ساعت 17:45 توسط ویس و رامین دلنوشته |

عشق تو را اختراع کردم
تا در زیر باران بدون چتر نباشم....
عشق تو را اختراع کردم چونان کسی که در تاریکی،تنها می خواند تا نترسد...

http://afsordeh.persiangig.com/image/ax%20ghaleb%20weblog/1178.jpg

نوشته شده در 1390/09/14 ساعت 18:44 توسط ویس و رامین نظرات |

وقتی در ایوان دلتنگی هایم مینشینم وبه منظره خزان زده تنهایی چشم میدوزم,این یاد توست که مرا به کوچه باغ های بهاری عشق میبرد و چه خوب است وقتی در بارش باران بهاری محبت چتر ها را میبندیم و تو دستانم را میگیری و با هم عطر عشق را تلاوت میکنیم و بوی خاک باران خورده لحظه های آشنایی در تار پود وجودمان میپیچد لحظه هایی که درختان روحمان سر در هم آوردند و به هم پیوستند و شکوفه دادند و بارور شدند و ...سیب...میوه ممنوعه عشق را نثار وجودمان کردند...
عکس عاشقانه 


نوشته شده در 1390/09/13 ساعت 23:29 توسط ویس و رامین دلنوشته |

آدم همیشه دنبال قطعه ای گم شده است،
هیچ آدمی را نمی توان یافت كه قطعه خود را جستجو نكند
فقط نوع قطعه هاست كه فرق می كند،
یكی به دنبال دوستی است
دیگری در پی عشق؛
یكی مراد می جوید و یكی مرید
یكی همراه می خواهد و دیگری شریك زندگی،
یكی هم قطعه ای اسباب بازی

به هر حال آدم هرگز بدون قطعه خود یا دست كم بدون آرزوی یافتن آن نمی تواند زندگی كند
گستره این آرزو به اندازه زندگی آدم است
و آرزوهای آدم هرگز نابود نمی شوند
بلكه تغییر موضوع می دهند
حتی آن كه نمی خواهد آرزویی داشته باشد
آن كه آرزویش را از كف داده است
آنكه ایمان خود را به آرزویش از دست داده است
تمامی تلاشش باز برای گریز از تنهایی است



عشق، رفاقت، شهرت طلبی ... همه به خاطر هراس از تنها ماندن است
و شاید قوی ترین جذابیت وصال در همین باشد
كه آدمی در هنگام وصال هرگز گمان نمی برد كه روزی تنها خواهد ماند

تو گاهی خیال می كنی گمشده خود را باز یافته ای
اما بسیار زود درمی یابی كه این بازیافته ات قدری بزرگتر از بخش گمشده توست
یا قدری كوچكتر

گاهی او را می یابی و مدت كوتاهی در خوشبختی رسیدن به او به سر می بری و
اما گاه او رشد می كند و از خلاء تو یا حتی خود تو بزرگتر می شود
و دیگر در درونت نمی گنجد
آنگاه او بدل به قطعه گم شده یك نفر دیگر می شود و
تو را برای جستن دایره خود ترك می كند

ادامه مطلب
نوشته شده در 1390/09/12 ساعت 17:48 توسط ویس و رامین دلنوشته |

منتظر خواهم ماند…

 منتظر می مانم تا بیایی انتظار سخت است اما خوب می دانم این بار انتظار زیباست انتظـــــــــــــار

 تنها برای تو برای دیدن برق چشمهایت خیره گشتن در نگاه پاک و زیبایت شانه شانه در کنار تــــــــــــــــو

 قدم برداشتن تکیه گاهی چون تویی را داشتن منتظر خواهم ماند......


نوشته شده در 1390/09/11 ساعت 22:05 توسط ویس و رامین دلنوشته |

خوشا از دل نم اشکی فشاندن
به آبی آتش دل را نشاندن

خوشا زان عشقبازان یاد کردن
زبان را زخمه فریاد کردن

خوشا از نی خوشا از سر سرودن
خوشا نی نامه ای دیگر سرودن
نوای نی نوایی آتشین است
بگو از سر بگیرد، دلنشین است

نوای نی نوای بی نوایی ست
هوای ناله هایش نینوایی ست

نوای نی نوایی آتشین است
بگو از سر بگیرد، دلنشین است

نوای نی نوای بی نوایی ست
هوای ناله هایش نینوایی ست
گروه اینترنتی پرشیـن استـار | www.Persian-Star.org

ادامه مطلب
نوشته شده در 1390/09/10 ساعت 19:19 توسط ویس و رامین دلنوشته |

سپیده که سربزند در این بیشه زارخزان زده شایدگلی راببینی که در بهار میروید پس بنام زندگی هرگزمگوهرگز...                                                                                                     

وحالاسپیده ای روشن برای من وتوسرزده سپیده ایکه فردایی روشنتر را نویدمیدهد..اینجاروفقط وفقط برای توساختم تاخاطره هامونو بنویسیم ویادگاری ازمحبت بی پایانمون بهم باشه...
                                                                      

نوشته شده در 1390/09/5 ساعت 05:40 توسط ویس و رامین دلنوشته |

اخرین مطالب
این وبلاگ برای همیشه بسته شد...
عاشق...
رمـز عاشـقی ...
داستان باشکوه عشق ویس و رامین(قسمت دوم)سلام به همه ی کسانیکه این مطلبومیخونند یکی ازدوستانم خواسته بود درباره ی داستان باشکوه عشق ویس ورامین بدونه وازم درخواست کرده بود براش در وبلاگ مطلبی بذارم..... نیکاجون www.nika-74.blogfa.com امممماچون میخوام بدونم کی به این داستان علاقه مند هست واهل مطالعه هست رمزدارش میکنم...
داستان عشق باشکوه ویس و رامین(قسمت اول) سلام به همه ی کسانیکه این مطلبومیخونند یکی ازدوستانم خواسته بود درباره ی داستان باشکوه عشق ویس ورامین بدونه وازم درخواست کرده بود براش در وبلاگ مطلبی بذارم..... نیکاجون www.nika-74.blogfa.com امممماچون میخوام بدونم کی به این داستان علاقه مند هست واهل مطالعه هست رمزدارش میکنم...پس اگراهل مطالعه هستیدوبه خواندن هم علاقه مندین بگیدتارمز روبهتون بگم...
اعتراف میکنم...
به مناسبت وفات استادغلامحسین بنان در8اسفند
من به تو می اندیشم...
love lesson
عشقهای قبل ازتو
Congratulations to all monotheists on the occasion
پیام من برای تو...
گوگل شکست
مرد نابینا
تنها راه رسیدن
رنگ عشق
عشق تو...
عشق ممنوعه...
قطعه ی گمشده...
منتظر می مانم.......
نی نامه ای دیگر...
اولین سلام...